ای عاشق

 

ای عاشق در انتظار چه نشستی؟

در انتظار باد های پائیزی؟

باران های بهاری ؟

برگ های زرد

و یا شکوفه های ارغوانی

در انتظار کدامی ؟

انتظار بیهوده است پنجره را باز کن

جدار را بشکن

غبار را بشوی

و خاطره ها را به خاطره ها بسپار

تا پایان.پایان ها مانده است

این است زندگی

این است روزگار

م.فردمنش

 

 

/ 0 نظر / 28 بازدید