باران بهاری باشیم ...

زندگی یعنی چه؟
نویسنده : ناهید - ساعت ٧:٥۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩٤/٥/٢٩
 

 شب آرامی بود
 می روم در ایوان، تا بپرسم از خود
زندگی یعنی چه؟
مادرم سینی چایی در دست
گل لبخندی چید، هدیه اش داد به من
خواهرم تکه نانی آورد، آمد آنجا
لب پاشویه نشست
پدرم دفتر شعری آورد، تکیه بر پشتی داد
شعر زیبایی خواند، و مرا برد،  به آرامش زیبای یقین
با خودم می گفتم
زندگی، راز بزرگی است که در ما جاریست
زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست
رود دنیا جاریست
زندگی ، آبتنی کردن در این رود است
وقت رفتن به همان عریانی؛ که به هنگام ورود آمده ایم
دست ما در کف این رود به دنبال چه می گردد؟
هیچ!!!
زندگی، وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماند
شاید این حسرت بیهوده که بر دل داری
شعله گرمی امید تو را، خواهد کشت
زندگی درک همین اکنون است
زندگی شوق رسیدن به همان
فردایی است، که نخواهد آمد
تو نه در دیروزی، و نه در فردایی
ظرف امروز، پر از بودن توست
شاید این خنده که امروز، دریغش کردی
آخرین فرصت همراهی با، امید است
زندگی یاد غریبی است که در سینه خاک
به جا می ماند
 زندگی، سبزترین آیه، در اندیشه برگ
زندگی، خاطر دریایی یک قطره، در آرامش رود
زندگی، حس شکوفایی یک مزرعه، در باور بذر
زندگی، باور دریاست در اندیشه ماهی، در تنگ
زندگی، ترجمه روشن خاک است، در آیینه عشق
زندگی، فهم نفهمیدن هاست
زندگی، پنجره ای باز، به دنیای وجود
تا که این پنجره باز است، جهانی با ماست
آسمان، نور، خدا، عشق، سعادت با ماست
فرصت بازی این پنجره را دریابیم
در نبندیم به نور، در نبندیم به آرامش پر مهر نسیم
پرده از ساحت دل برگیریم
رو به این پنجره، با شوق، سلامی بکنیم
زندگی، رسم پذیرایی از تقدیر است
وزن خوشبختی من، وزن رضایتمندی ست
زندگی، شاید شعر پدرم بود که خواند
چای مادر، که مرا گرم نمود
نان خواهر، که به ماهی ها داد
زندگی شاید آن لبخندی ست، که دریغش کردیم
زندگی زمزمه پاک حیات ست، میان دو سکوت
زندگی، خاطره آمدن و رفتن ماست
لحظه آمدن و رفتن ما، تنهایی ست
من دلم می خواهد
قدر این خاطره را دریابیم.
                                                                  سهراب سپهری


 
 
روز دختر
نویسنده : ناهید - ساعت ٧:۳۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٤/٥/٢٥
 

روزتون مبارک دخترای گل



 
 
دانلود اهنگ جدید سیاوش به نام گلی جان
نویسنده : ناهید - ساعت ٩:٥٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩٤/٥/٢٢
 

از رادیو جوان

Download


 
 
هنوزم
نویسنده : ناهید - ساعت ۱٠:۱۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩٤/٥/۱۳
 

هنوزم زیر رگبار ترانه

کنار خاطرات تو میشینم



 
 
اسمان شهرم
نویسنده : ناهید - ساعت ٧:٤٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٤/٤/٢٩
 

امروز آسمان شهرم به لطف بارون دیروز

آبی آبیست  پر از اکسیژن خالص جون میده برای از ته دل نفس

کشیدن چقدر خوب بود آب و هوا ، طبیعت این منطقه به 19

20سال پیش برمیگشت ، بهشتی بود محله ای که قدمت چهل

ساله  داره برای خودش بهاراش گل شقایق داشت گندم زار سبز

داشت خونه مادر بزرگ داشت مش رجب داشت که میخواستی

یه دفترازش بخری انقدر ورقه هاشو می شمرد که ببینه چند

برگه که یه وقت 80 برگ و جای 60 برگ نده اخرشم بنده خدا هم

خودش کلافه میشد هم مشتریاش کلافه میکرد هم دفتر بیچاره

شبیه جیگر زلیخا میشد اخر سرم به نتیجه‌ای نمی رسید بهشم

میگفتی روی دفتر نوشته چند برگه میگفت

نه من باید بشمارم .ظهر تابستون سکوت مطلق از خیابانی که

زیاد ماشینی ازش رد نمیشد ده تومنیای مادر بزرگ

بستنیای بدون روکش قیفی وای چه مزه ای داشت  ،اون ژ یانه آبی

،ستاره های سربی ابی ، همسایه های قدیمی

که خیلیاشون دیگه نیستن یا

رفتن یا فوت شدن دوستای بچگی که دیگه ازشون خبری نیست

پریسا رفیقم که الان هلند زندگی میکنه ای کاش الان این

جا بودی دوباره با هم تاپ حیاطتون سوار میشدیم کلی

شیطونی میکردیم یا زینب تو بودی و دوباره با هم گم می شدیم

ده نفر دنبالمون می گشتن و مرامم داشتیم تو میگفتی تخصیرمن

بود من میگفتم تخصیر من بود تا یه وقت تنبیه نشیم اخر سرم

اون پارک خیالی رو پیدا نکردیم .یادش به

خیرامروز رنگ آسمون من برد به دوران کودکی

اوایل ده هفتاد یاد باد یاده گذشته شاد باد.


 
 
دانلود اهنگ حس خوبی شادمهر
نویسنده : ناهید - ساعت ٤:٤٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٤/٤/٢٩
 

 

Download128

 

 

-------------------------------------------

پی نوشت : چقدر با احساس والبته تلخ

 


 
 
امشب ای دوست
نویسنده : ناهید - ساعت ۸:٢٧ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳٩٤/٤/٢٦
 

دوستان جمع اند امشب صحبت یاران خوش است

نغمه آواز و ساز و ناز دل داران خوش است

مطرب از شادی چنین گوید مرا در گوش جان

که این غزل خوانی به عشق بزم می خواران خوش است

میدانم امشب حال دوستان خوش است

 


 
 
دانلود اهنگ جدید فرامرز اصلانی به نام یار
نویسنده : ناهید - ساعت ۱٢:۳٠ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳٩٤/٤/٢٦
 

 

Download128

 

 

Download320

 

_________________________


پی نوشت : یاد آهنگ های قدیمش افتادم ای کاش گیتارشم خودش میزد دل نشین تر میشد تا اینکه بابک امینی بزنه خودش جادو میکنه.


 
 
فنجون خالی
نویسنده : ناهید - ساعت ۳:٢۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٤/٤/٢۱
 

این بار

پی اسم خودم میگشتم ته یه فنجون خالی

دنبال یه طرح تازه یه تبسم خیالی

 

فنجون های لب پریده

قهوه های نیمه خورده




 
 
طاقتم ده
نویسنده : ناهید - ساعت ۱:٤٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩٤/٤/٢
 

 ساغرم شکست ای ساقی          رفته‌ام زدست ای ساقی 


    درمیان توفان


برموج غم نشسته منم      در زورق شـکستـــه منـــم       ای نـاخـــدای عــالـم

حکایت از چه‌کنم؟ شکایت از که‌کنم؟

  که خود به دست خود آتش بردل

خون شدة نگران زده‌ام


 
 
← صفحه بعد